الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
630
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
اين عقل همان معنى و مقصودى است كه خداوند در آيه : ( وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ - 43 / عنكبوت ) . آن را بيان داشته و هر جائى در قرآن كه خداوند در آنجا كفّار را به عدم عقل مذمّت كرده اشاره به عقل اكتسابى و « عقل دوّم » است نه « عقل اوّل » مثل آيه : ( وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ - 171 / بقره ) تا آنجا كه مىگويد : ( صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ - 171 / بقره ) و مانند اين آيات : و هر جائى كه بخاطر عدم عقل فطرى تكليف از بنده برداشته شده اشاره به عقل اوّل و فطرى است . اصل - عَقْل - بند كردن و باز ايستادن است ، مثل : عقل البعير بالعِقَال : بستن شتر با پايبند . عقل الدّواء البطن : بند آوردن دارو معده را از شكمروى . عَقَلَتِ المرأةُ شعرَها : آن زن موى خويش را شانه كرد و گره زد . عَقَلَ لسانَهُ : زبانش را نگه داشت و از سخن گفتن خوددارى كرد و از اين جهت دژ و قلعه و زندان را - مَعْقِل - گفتهاند ، جمعش - مَعَاقِل است ، و به اعتبار عبارت - عقل البعير - مىگويند : عَقَلْتُ المقتولَ : ديه مقتول را دادم ، كه گفتهاند اصلش اين است كه شترى در پيشگاه ولى دم ( سرپرست مقتول ) بسته شود و نيز گفته شده ، بلكه در معنى جلوگيرى از خون آن شتر است كه ريخته نشود و سپس ديه و خونبهاى هر چيزى را ( عَقْل ) و كسانى كه ملزم به پرداخت آن هستند ( عَاقِلَة ) ناميده شده . عَقَلْتُ عنه : ديه را عوض او و به نيابت از او پرداختم . ديةٌ مَعْقُلَة على قومه : ديه و تاوان غير او به عهدهء قوم اوست . اعْتَقَلَه بالشّغزبيّة : با فن كشتى گيرى او را بست و بر زمين زد . اعْتَقَلَ رمحَهُ : نيزه را ميان ركاب و پا نهاد گفته شده - عِقَال ، زكات ساليانه است ، بنا به گفته أبو بكر ( رض ) كه : لو منعونى عِقَالا لقاتلتهم . يعنى اگر زكات را از من باز دارند و ندهند با آنها مىجنگم ، و همچنين بنابر سخنى كه مىگويند : أخذ النّقد و لم يأخذ